منوی اصلی

درود بر کافه، مرگ بر کِچاپ

این یادداشت از وبلاگ حسین درخشان بازنشر شده است. آیکافی مسئولیتی در قبال مطالب بازنشرشده از رسانه‌های دیگر ندارد و محتوای آن‌ها لزوما منعکس‌کننده‌ی دیدگاه آیکافی نیست.

تهران پر از کافه‌های جور‌واجور شده است، به‌خصوص در مرکز شهر. با تم‌های مختلف، دکوراسیون داخلی و نورپردازی‌های مختلف، و موسیقی‌های گوناگون. اما به‌جز چند استثنا همه در یک چیز مشترکند و آن هم کیفیت بد خوراکی‌ها و سرویس غیرحرفه‌ای است.

کافه های تهران

با این‌که قهوه از همین منطقه دنیا که ما هم هستیم به اروپا رسیده است، اما حالا کافه و کافه رفتن تبدیل به مفاهیمی شده‌اند که انگار در این ١٠ – ١۵ سال اخیر به ایران رسیده است.

ولی مثل خیلی چیزهای دیگر باز هم فقط ظاهرش وارد شده، نه باطنش. اصل ماجرا در یک کافه قدیمی در هر جای اروپا کیفیت قهوه و اسنک‌ها و شرینی‌ها و احیانا غذاهاست. و البته سرویسی که کارکنانش باید با دقت و احترام کامل به مشتری‌ها بدهند. اتفاقا در بیشتر کافه‌های قدیمی اروپا نه از موزیک خبری هست و نه از دکوراسیون و نورپردازی شیک.

کافه‌های اروپایی مکان‌هایی بسیار متواضع هستند با دکوراسیون ساده و قدیمی که صبح بسیار زود باز می‌کنند تا کسانی که می‌خواهند سر کار بروند بی قهوه نمانند. معمولا هم موسیقی در آن‌ها نیست و با سروصدای طبیعی مردم می‌چرخد. حتی گاهی صبح‌ها کافه‌دار رادیویش را روشن می‌کند تا اخبار گوش دهد. در این کافه‌ها قهوه و خوراکی مهم است، نه ادا و اصول‌هایی که به‌نظرم از آمریکا وارد اروپا شده. برای همین خیلی‌ها اصلا قهوه (معمولا یک فنجان کوچک اسپرسو) را ایستاده و روی پیشخوان و بسیار سریع می‌نوشند و می‌روند دنبال کارشان.

اتفاقا اگر قهوه را ایستاده بنوشید ارزان‌تر هم در می‌آید، چون دیگر میز و صندلی اشغال نمی‌شود و پیشخدمتی هم لازم نیست دنبال سفارش‌های‌تان بدود.

ولی حالا در تهران همه جا را ادا و اصول آنگلوساکسون گرفته است. من مشکلی با دکوراسیون زیبا و موسیقی خوب ندارم، ولی مهم‌ترین جنبه یک کافه خوب قهوه و غذای آن است. نه این چیزهای آبکی و بدمزه و بدبو و گاهی سوخته که در بیشتر کافه‌های تهران به اسم اسپرسو (و مشتقاتش) به آدم می‌دهند.

البته باز قهوه به نسبت به دیگر خوراکی‌هایی که در تهران سرو می‌شود ساده‌تر است. ولی وای به‌حال‌تان اگر چیز دیگری هم سفارش دهید. آب‌میوه‌ها را پر یخ می‌کنند یا توی‌شان آب‌میوه‌های صنعتی می‌ریزند. شیرینی‌ها زیادی شیرینند. نان‌ها بیاتند. غذاها آن‌قدر من‌درآوردی‌اند که هیچ جای دنیا به‌جز در خواب‌گاه‌های پسرانه پیدا نمی‌شوند و معمولا هر چیزی می‌توانند باشند با انبوهی پنیر ذوب‌شده پیتزا و سس گوجه‌فرنگی یا همان کِچاپ ملعون.

اصلا نمی‌دانم آمریکایی‌ها چطور کچاپ را وارد زندگی ما کردند که یکی از بدترین اختراعات بشری است. بویش تمام بوهای دیگر را خنثی می‌کند و مزه‌اش مزه‌های دیگر را. و همزمان به‌خاطر شکر زیادش یکی از ناسالم‌ترین چیزهای دنیا است. اتفاقا همیشه هم همراه با چیزهای ناسالم دیگر خورده می‌شود که پر از روغن‌اند.

در جنوب اروپا یعنی فرانسه و ایتالیا و اسپانیا و پرتغال اصلا اگر اسم کچاپ را بیاورید کتک می‌خورید. چه رسد به این‌که بخواهید مثلا در ایتالیا روی پیتزای‌تان کچاپ بریزید. در این صورت باید منتظر اعدام در میدان اصلی شهر باشید.

بگذریم. دل همه کسانی که برای مزه‌ها و طعم‌ها احترام قائلند به قدری از دست دیکتاتوری کچاپ خون است که نمی‌دانید. اگر من وزیر بهداشت بودم که کلا تولید و فروش آن را ممنوع می‌کردم.

از کچاپ که بگذریم، وضعیت غذاهای دیگر کافه‌ها هم معمولا افتضاح است. همه‌شان دوست دارند غذاها و اسنک‌های خارجی سرو کنند، ولی معلوم نیست بر اساس کدام دستور غذا و با کدام مواد اولیه. واقعا بهتر است یک نان و پنیر ساده و میرزاقاسمی خوب داشته باشند تا این پاستاهای اشتباه و سوشی‌های بی‌مزه و املت‌ها و ساندویچ‌های من‌درآوردی…

وقتش است از قرتی‌بازی عبور کنیم و به باطن کافه‌ها بپردازیم. برای اولین قدم بد نیست چند آدم طعم‌شناس شروع کنند به بررسی و نقد کافه‌ها در رسانه‌ها بر اساس کیفیت غذای‌شان.

, , ,

5 کامنت برای درود بر کافه، مرگ بر کِچاپ

  1. Mahta ۱۹ شهریور ۱۳۹۴ ‎در ۱۰:۴۶ #

    اگر کسی توی تهران کافه نرفته باشه خیال میکنه نوشته تون توش اغراق داره ولی حقیقت اینه که واقعا همینطوره! دکوراسیون زشت و بدون اصالت و زیبایی که تقلید از زیرزمینا و زباله دونیای پر از پوستر کردن. این یعنی کافه تو تهران. غذا و نوشیدنی اکثرا چیزایین که بیشتر شبیه یه کلکسیون از غذاهای شب مونده ی پرسنلن و در بهترین حالت شامل کیک صنعتی و سن ایچ و تی بگ و بستنی میهن و بعضا حتی قهوه ی آماده میشن.

  2. سروش نفیسی ۳۰ شهریور ۱۳۹۴ ‎در ۲۲:۲۹ #

    رستوران ها کافی شاپ ها …. همه و همه به تجملات و ویرانی رسیده اند ! فرقی نمیکند این دو ! یا آنقدر در تجملات با منو های غیر قابل فهم و معنی غرق شده اند و یا آنقدر در سطح پایین در همان سطح کمی مانده اند که به کیفیت هم نرسیده اند ! فرقی نمیکند این مکان ها را درکجا پیدا کنید ! در بالای شهر یا پایین آن ! آنقدر ناهمگونی در آن ها میبینی که دیگر آرامشی را نداری! بر عکس یک کافی شاپ کوچک و دنج در یک محله شلوغ در یکی از نقاط توریستی دنیا ! رفته ای تا دمی استراحت کنی و تن به سکوت دهی اما نه مزه ای را میفهمی نه دنج بودنی را و نه سکوت ! به کجا خواهیم رفت؟

  3. لیلا ۲۲ مهر ۱۳۹۴ ‎در ۱۲:۰۳ #

    با سلام و خسته نباشید. من میخواستم ازتون خواهش کنم لیست کافی شاپای تهران رو که قیمت و کیفیت مناسب دارند رو معرفی کنید.

  4. ali ۲۳ آبان ۱۳۹۴ ‎در ۱۳:۵۳ #

    با سلام
    ممنونم بابت متن شنگ و زیباتون ،موفق باشید

پاسخ دهید